Skip to main content

مفاهیم پایه


Browse the glossary using this index

A | B | C | D | E | F | G | H | I | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | T | U | V | W | X | Y | Z | ALL

م

مثلث آگاهی (اراده، توجه، تمرکز)

آموختیم که اراده مهم ترین ابزار آدمی است و منشأ آن «خویشتن» است. اما مکانیسم آن چیست؟

برای ادراکش می بایست با «مثلث آگاهی» آشنا شویم.

مثلث آگاهی، نشان پادشاهی خداوند است که بر پیشانی بیداران نقش می بندد و دارنده اش در کائنات بسیار محترم شمرده می شود و اجر و قرب بسیار دارد.
مثلث آگاهی از سه راس «اراده» ، «توجه» و «تمرکز» به وجود می آید و برای درک مکانیسم اش لازم است دوباره به مفهوم اراده در وجودت توجه کنی.

 «اراده» به عنوان اولین ابزار آدمی، چون انگشتر سلیمان است که تو جای به دست کردن، بر گردنت آویخته ای و آگاه باش تا آنرا به دست نکنی اثرش هویدا نخواهد شد و چنانچه آنرا به دست کنی پرده ها کنار می روند و «هوشیاری» بر تو رخ می نمایاند و از تزویج این دو، رودی جاری می‌‌شود به نام «توجه» که تو صاحب آن می‌‌شوی یا به قول معروف، متوجه می شوی. 

حال اگر آن رود جاری بماند، دریایی می‌شود به نام «تمرکز» و وقتی در آن دریا شنا کنی، «آگاهی» کسب می‌‌نمایی، آگاهی ای از جنس هوشیاری و بدان هر چه بیشتر اینطور آگاه شوی به مقام «آدمیت» نزدیک‌تر خواهی شد.

و اما آگاه باش که مثلث آگاهی، حکمی است برای ورود به جهان‌‌های اسرار.


بهترین ابزار برای تقویت توجه و افزایش تمرکز، «تمرین تمرکز با دایره» است. 

و بهترین مکان برای تمرین تمرکز، باش‌گاه دنیای 44 است.


مکانیسم

توصیف دقیق عملکرد یک دستگاه یا مراحل مختلف یک واکنش یا رخداد یک پدیده ، ساز و کار.


من که هستم؟

اگر فقط با ذهن به این سوال بنگریم، ممکن است دچار سردرگمی و یا حتی ترس شویم. 

برای رسیدن به جواب، شاید بهتر باشد بپرسیم که من که نیستم؟!

در ابتدای کودکی، ادراک ما از «خویشتن» محدود بر جسم‌مان است، اما با گذر زمان و نقش بستن الگوهای بیشتر در ذهن ما، ادراک ما از «خویش» معطوف به این نقشها می‌شود.

گاه با این نقش‌ها چنان یکی می‌شویم که «هویت» خودمان را نیز به اشتباه با آنها یکی می‌‌پنداریم.

نقشهایی مانند فرزند، مادر، پدر، دانش آموز، دانشجو، استاد، کارمند، مدیر و … 

اما غافلیم که آنچه از «خویش» ادراک کرده‌ایم مجموعه تصاویری است که ذهن ما در تراکنش با دنیای پیرامون، برایمان ساخته‌ است.

حقیقت این است که ما نه جسم هستیم و نه ذهن !!!

ما «خویشتن» هستیم، ورای جسم و ذهن.

برای ادراک جایگاه خویشتن و تسلط بر دنیای درون، ضروری است که با رعایت بهداشت جسیمان و ذهنیان، تعادل میان آنها را برقرار کرده و حفظ کنیم. 

پس فراموش نکنیم که «که» نیستیم و با خودمان تکرار کنیم:

من جسم نیستم، من ذهن نیستم

من جسم نیستم، من ذهن نیستم

من جسم نیستم، من ذهن نیستم




منشأ رفتارهای ما

رفتار، از ریشه «رفتن» و  با کلماتی همچون طرز حرکت، روش، طرز عمل،  سلوک، فعل، مشی، کردار و سیره  معنا شده است.

رفتار، به این معناست که چطور امور را انجام می دهیم و چطور به عوامل محرک بیرونی و یا نیازها و خواسته های درونی واکنش نشان میدهیم.

مطالعه رفتارهای انسان بخش عمده ای از علم روانشناسی را تشکیل می دهد.

روزانه، ما رفتارهای مختلفی را انجام میدیم. رفتار می تواند یک مسواک زدن ساده باشد، یا نحوه صحبت کردن با اطرافیان، نحوه راه رفتن یا غذا خوردن، یا حتی نوع نگاه کردن ما به دیگران!

بسیاری از رفتارهای ما خودبخودی انجام می شوند و گویی دست ما نیستند، خیلی اوقات قصد داریم به روش خاصی رفتار کنیم، اما در شرایط که قرار می گیریم طور دیگری رفتار میکنیم.

انگار چیزی هست که نمی بینیم و آن تعیین میکند که ما چطور رفتار کنیم!

اما چه چیزی تعیین میکند که ما چطور رفتار کنیم؟

اگر به «تقلید» رسیدید، به جواب نزدیک شدید.

اما جواب دقیق تر این است که ما در اصل «الگوها» را تقلید می کنیم.

عامل اصلی تعیین کننده رفتارهای ما، «الگوهای ذهنی» ما هستند.

الگو قالبی ناپیداست که  پشت رفتارهای ما نهفته است.

ما الگوها را از پیرامون یاد میگیرم و اغلب به صورت ناآگاهانه تقلید می کنیم.